عشق ♥ـ♥ـ♥ـ♥ـ♥ـ♥ بدون عقل


اینجا بیا عشق بی بهانه را تجربه کن

فال حافظ

   + عقل و عشق - ۸:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/۳۱

غیرت

وای به حال فرهاد

نانوا هم جوش شیرین می زند

   + عقل و عشق - ٧:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢۸

عاشقی جرمه؟

مگه عاشقی جرمه؟

دوست داشتن گناهه؟

در ادامه مطالعه بفرمایید

  ادامه مطلب  
   + عقل و عشق - ۸:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٩

عشق

روزی از من پرسید که عشق چیست ؟ خیلی فکر کردم ولی همونجا نتونستم جوابش را کامل بدهم ،

مثل این است که از کسی بپرسی قرمز یعنی چی؟

هرچی بگویی باز هم کم گفتی و لپ کلام  را باز گو نکردی.

چند شبی است باز هم در عالم خواب همین سوال را آن نامرد بی معرفت از من می پرسد.

 این چند خط را در جواب او می نویسم تا بداند که:

عشق مرهمی است با خواص دارویی زیر

نیرو و موتور قوی برای کاهلان و تنبلان

امید و شوق بزرگی برای در راه ماندگان و اسیران

انرژی تمام نشدنی برای نیکوکاران و افراد کوشا

نوری سفید در ظلمات دل برای از راه افتادگان و جاهلان

آتش سوزنده برای تن شاعران و هنرمندان

نسیمی خوش بو برای گلبرگ شقایق و بال پروانگان

ساحلی است امن هنگامی که تو در قایق تنهایی درون دریای حوادث شناوری

دست گیر و پناهگاهی است محکم برای بی پناهان و در چاه افتادگان

داستان عجیب برای شبهای چله ی مادر بزرگ

چراغ هدایت و کشتی نجات برای آزاد مردان

دروازی شهر خوشبختی و سعادت برای اهل علم و تقوی

شنیدن آوای غریب از نادیدنی های دنیا و ماورای آن

آشکار ساز اسرار خلقت و پرده پوش خطاها و قصورات

ادامه مطلب مطالعه بفرمایید

  ادامه مطلب  
   + عقل و عشق - ۸:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٩

آهسته آهسته

 

سرایی که صاحب نیست ویرانیست معمارش

دل بی عشق می گردد خراب آهسته آهسته

   + عقل و عشق - ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/۸

مدعی عشق

مدعی بودن 

با

عاشق بودن

خیلی فرق داره؛ هم در سخن هم در نگاه

   + عقل و عشق - ٢:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٧

رفیق

   + عقل و عشق - ٧:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٥

رفیق بد

   + عقل و عشق - ٧:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٥

کوشش

   + عقل و عشق - ٧:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٥

عقل بدون عشق

   + عقل و عشق - ٦:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٥

یارت شوم

یارت شوم ، یارت شوم ، هر چند آزارم کنی
نازت کشم ، نازت کشم ، گر در جهان خوارم کنی
بر من پسندی گر منم ، دل را نسازم غرق غم
باشد شفا بخش دلم ، کز عشق بیمارم کنی
گر رانیم از کوی خود ، ور باز خوانی سوی خود
با قهر و مهرت خوشدلم کز عشق بیمارم کنی
من طایر پر بسته ام ، در کنج غم بنشسته ام
من گر قفس بشکسته ام ، تا خود گرفتارم کنی
من عاشق دلداده ام ، بهر بلا آماده ام
یار من دلداده شو ، تا با بلا یارم کنی
ما را چو کردی امتحان ، ناچار گردی مهربان
رحم آخر ای آرام جان ، بر این دل زارم کنی
گر حال دشنامم دهی ، روز دگر جانم دهی
کامم دهی ، کامم دهی ، الطاف بسیارم کنی


سیمین بهبهانی

   + عقل و عشق - ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٢/۱