عشق ♥ـ♥ـ♥ـ♥ـ♥ـ♥ بدون عقل


اینجا بیا عشق بی بهانه را تجربه کن

باران

تا یادت می کنم " باران " می آید ...


نمی دانستم لمس خیالت هم ،

وضو می خواهد...!

 

 

   + عقل و عشق - ٧:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٩

رفت و آمد

 

بیا با هم؛  دیگر رفت و آمد نکنیم

یعنی وقتی آمدی

دیگر نرو

عقل و عشق

   + عقل و عشق - ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢۸

عشق آبکی

این شده شروع عشق ها ی امروزی

عقل و عشق

عشق یعنی یکی بود یک نابود......

   + عقل و عشق - ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢۸

یخ زدگی

هرگز دلت خالی از عشق نمونه

فرق نمی کنه عاشق کی یا چی

اما نگذار دِلت بدون حرارت عشق یَخ بِزنه

   + عقل و عشق - ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٧

هدیه خدا

عشق موهبت و هدیه ی پاک خداست

به دل های لطیف و با صفا ،

 

آنرا به گناه بی کسی و هر کسی

آلوده اش نکنید

   + عقل و عشق - ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٧

قلب

در باور یونانیان باستان هر پدیده ای یک خدایی داشت. همه خدایان هم یک خدا یا پادشاه بزرگ داشتند که اسمش زئوس بود. یک شب به مناسبتی زئوس همه خدایان را به جشنی در معبد کوه المپ دعوت کرده بود.
دیوانگی و جنون هم خدایی داشت بنام مانیا. مانیا چون خودش خدای دیوانگی بود طبیعتا عقل درست و حسابی هم نداشت و بیش از حد شراب خورده بود. دیوانه باشی، مست هم شده باشی. چه شود!

خدایان از هر دری سخنی می‌گفتند تا اینکه نوبت به آفریدیته رسید که خدای عشق بود. حرف‌های خدای عشق به مذاق خدای جنون خوش نیامد و این دیوانه عالم ناگهان تیری را در کمانش گذاشت و از آنسوی مجلس به سمت خدای عشق پرتاب کرد. تیر خدای جنون به چشم خدای عشق خورد و عشق را کور کرد.
هیاهویی در مجلس در گرفت و خدایان خواستار مجازات خدای جنون شدند. زئوس خدای خدایان مدتی اندیشه کرد و بعد به عنوان مجازات این عمل، دستور داد که چون خدای دیوانگی چشم خدای عشق را کور کرده است، پس خودش هم باید تا ابد عصا کش خدای عشق شود. از آن زمان به بعد عشق هر کجا می‌خواهد برود جنون دستش را می‌گیرد و راهنمایی‌اش می‌کند.
به همین دلیل است که می‌گویند عشق کور است و عاشق دیوانه و مجنون می‌شود. پس تیر و قلب و نقش این دل تیر خورده ای که می‌بینید ریشه در اسطوره های یونان باستان دارد.
بعدها رومیان باستان آیین و اسطوره های یونانیان را پذیرفتند  و تنها نام خدایانشان را عوض کردند. در افسانه‌های روم باستان زئوس را ژوپیتر، خدای جنون را ارا و خدای عشق را ونوس می‌نامیدند.
در نتیجه به باور آنها ارای دیوانه چشم ونوس زیبا را کور کرد.
عشق واقعا جنون است اما اگر دو طرفه و واقعی باشد لذتی دارد که مپرس. ولی عشق یکطرفه انسان را پریشان و خوار و حقیر می‌کند. 

   + عقل و عشق - ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٧

امن یجیب

عقل و عشق

   + عقل و عشق - ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٧

پیله

نمی دانم چرا بین این همه آدم؛

پیله کردم به تو ...؟!؛

شاید فقط با تو پروانه می شوم ...!

 

مرجان سرخ

   + عقل و عشق - ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٧

عشق درمانی

شیمی درمانی...

آب درمانی...

گیاه درمانی ...

همه را امتحان کرده ام  .

اما........عشق درمانی چیز دیگریست.

   + عقل و عشق - ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٧

مراقبتم

بیا از یک زاویه ی دیگه به موضوع نگاه کنیم
اگه کسی رو دوست داشته باشیم بهش می گیم مراقب خودت باش
چون اونقدر دوستت دارم که اگه اتفاقی بیفته
ناراحت می شم و می شکنم .... فقط تو رو دارم
و اگه کسی رو خیلی خیلی دوست داشته باشیم بهش میگیم
مراقبتم عزیزم
یعنی از خودم مهمتری
همه حرفات و کارهات رو مراقبت می کنم
این جمله از روی حسادت و یا شک داشتن و یا داشتن تعصب و خاطرت تلخ گذشته نیست چون خدا هم در چند جای قرآن به بنده هاش میگه برو مراقبتم
سوره فجر را بخون میگه من در کمینگاه تو نشستم طوری که منو نبینی ؛برو من مراقبتم فقط بپا به دام شیطان نیفتی

عقل و عشق

 

   + عقل و عشق - ۳:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٧

دلی بدست آور

اگر بر آب خســـــی باشی و

اگر بر هوا پری مگســـی باشی،

رضا پورشیخ

دلی بدست آور تا کســی باشی.

   + عقل و عشق - ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٦

خدایا معذرت می خواهم

خدایـــــــــــــا؛

بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم؛

بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کردم؛

بابت لحظات شادی که به یادت نبودم؛

بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبتش دادم؛

بابت هر گره که به دستم کور شد و مقصر را تو دانستم؛

مرا ببخش ...

تنفر از عشق

 

   + عقل و عشق - ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٦

عشق

گاهی لازمه برای دیدن عشق

سرت رو از روی مُهر بر داری

عقل و عشق

   + عقل و عشق - ۸:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٦

دفاعیه ی عشق

شخصی در پُست وبلاگش چنین نوشته بود:

عشق دو دسته است:عشق مادر به فرزند" عشق خدا به بنده هاش بقیه اش تاثیرات هورمونیه

کسی هم پیدا نشد بهش بگه: مگه نخوندی که باید همه حتماً به سنی برسن که این هورمون ترشح کنه و عاشق بشن و از خودشون بگذرند و دوست داشتن را مزه مزه کنند... تازه برسن به دروازه ی عشق واقعی .... یعنی خدا

مگه نشنیدی می گن کسی که نمی تونه دیگران را دوست داشته باشه و به آنها محبت کنه و بدون چشم داشتی اونها را دوست داشته باشه ....خداوند هم به اون رحم نمی کنه

شکست عشقیت را گردن خدا نینداز . عشق نیرویی است الهی مدتی کوتاه در وجودت به امانت گذاشته می شود تا دلت نمیرد و سنگ نشود. یک قدم عقب نشینی کن ببین کدام کوچه را زود پیچیدی

عقل و عشق

   + عقل و عشق - ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٥

عاشق و معشوق

 

تعدادی نشسته بودند

بی مقدمه پرسیدم

عاشق بودن سخت تره یا معشوق بودن

چرا؟

عقل و عشق

در پست بعدی جواب های اونها رو با جواب های شما

مورد بررسی قرار می دهم

نظر خود را آزادانه بنویسید

   + عقل و عشق - ٢:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٥

یادش بخیر

یادش بخیر

چه راحت به هم می گفتیم:

دوستت دارم

عقل و عشق

یادش بخیر دوستت دارم ها

همه بی ریا و بی آلایش و پاک بود

دوستت دارم هنوز کودکانه

   + عقل و عشق - ٤:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٤

فراموش می کنم

من روز خویش را با آفتاب روی تو

کز مشرق خیال دمیده است

آغاز می کنم

آن لحظه ها که مات در انزوای خویش

یا در میان جمع خاموش می نشینم

موسیقی نگاه تو را گوش می کنم

گاهی میان مردم

در ازدحام شهر

غیر از تو هر چه هست را

فراموش می کنم

عقل و عشق

فریدون مشیری

   + عقل و عشق - ٤:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٤

عشق می ارزد

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد
و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد

دفتر قلب مرا وا کن و نامی بنویس
سند عشق، به امضا شدنش می ارزد

گر چه من تجربه ای از نرسیدن هایم
کوشش رود به دریا شدنش می ارزد

کیستم؟ باز همان آتش سردی که هنوز
حتم دارد که به اِحیا شدنش می ارزد

با دو دستِ تو فرو ریختنِ دم به دمم
به همان لحظه برپا شدنش می ارزد

دل من در سبدی، عشق به نیل تو سپرد
نگهش دار، به موسی شدنش می ارزد

سالها ... گر چه که در پیله بمانَد غزلم
صبرِ این کرم به زیبا شدنش می ارزد

عقل و عشق

علی اصغر داوری

   + عقل و عشق - ٦:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٢

محال بود

وقتی عشق فرمان میدهد،

محال سر تسلیم فرود می آورد.

عقل و عشق

   + عقل و عشق - ٦:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٢

دعایت می کنم

دعایت می کنم،
عاشق شوی روزی
بفهمی زندگی بی عشق نازیباست
دعایت می کنم
با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر

دعایت می کنم،
در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند

دعایت می کنم،
روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم،
یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را

دعایت می کنم،
روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم،
روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است

دعایت می کنم،
روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم،
روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست

دعایت می کنم،
روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم،
وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی

دعایت می کنم،
روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد

دعایت می کنم،
عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچ کس

دعایت می کنم،
روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در لحظه های روشن با او
دعایت می کنم
 

   + عقل و عشق - ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٢

بی دل

خـــدایـــا
یه نگاه به خط تولید آدم سازیت بنداز،
خـــیـــلـــی از ایـــن آدما دل ندارن...

عشق

   + عقل و عشق - ٧:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢۱

چاره ای جز افتادن نیست

راهی جز سقوط ندارد برگ پاییزی؛

 

وقتی می داند درخت؛ 

 

عشقِ برگِ تازه ای در سر دارد ...

عقل و عشق

   + عقل و عشق - ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٠

ادب

به راستی که تو به ادب خویش

قیمت‌گذاری می‌شوی، پس آن را به

سبب بردباری زینت ده.   

 ژان ژاک روسو

   + عقل و عشق - ٦:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٠

ماندگار

 

کاغذ سفید را

هر چقدر هم تمیز و زیبا باشه کسی قاب نمیگیره ،

برای ماندگاری در ذهنها

باید حرفی برای گفتن داشت 

عقل و عشق

   + عقل و عشق - ۸:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/۱٩

رفیق

   + عقل و عشق - ٤:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/۱٤

زندگی ؛ خاطره ایست برای تقویم؛ فقط همین

عقل و عشق

   + عقل و عشق - ٧:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/۱۱

rezap502

مهم نیست چه مدرکی دارید

مهم است چه درکی دارید

   + عقل و عشق - ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢

تنهایی

تنهایی و دلتنگی هایتان را پیش فروش نکنید

فصلش که برسد به قیمت میخرند....

 

   + عقل و عشق - ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢

یادتم

یادته یادم دادی یادت باشم ؟
حالا یادت باشه یادت نمی رود از یادم . . .

   + عقل و عشق - ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢

بود ونبود تو

در بودنت به نبودنت 

و در نبودنت ،به بودنت می اندیشم . . .


ای بود و نبود من . . . !

   + عقل و عشق - ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٩/۱