عشق ♥ـ♥ـ♥ـ♥ـ♥ـ♥ بدون عقل


اینجا بیا عشق بی بهانه را تجربه کن

مدرسه

صبحی مادری برای بیدار کردن پسرش رفت. 
مادر: پسرم بلند شو. وقت رفتن به مدرسه است. 
پسر: اما چرا مامان؟ من نمی خوام برم مدرسه. 
مادر: دو دلیل به من بگو که نمی خوای بری مدرسه. 
پسر: یک که همه بچه ها از من بدشون می یاد. دو همه معلم ها از من بدشون می یاد. 
مادر: اُه خدای من! این که دلیل نمی شه. زود باش تو باید بری به مدرسه. 
پسر: مامان دو دلیل برام بیار که من باید برم مدرسه؟

 


مادر: یک تو الآن سی و دو سالته. دوم اینکه تو مدیر مدرسه هستی!!خندهقهقهه

   + عقل و عشق - ٩:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٤/٧