عشق ♥ـ♥ـ♥ـ♥ـ♥ـ♥ بدون عقل


اینجا بیا عشق بی بهانه را تجربه کن

فراموش می کنم

من روز خویش را با آفتاب روی تو

کز مشرق خیال دمیده است

آغاز می کنم

آن لحظه ها که مات در انزوای خویش

یا در میان جمع خاموش می نشینم

موسیقی نگاه تو را گوش می کنم

گاهی میان مردم

در ازدحام شهر

غیر از تو هر چه هست را

فراموش می کنم

عقل و عشق

فریدون مشیری

   + عقل و عشق - ٤:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٤